آسیای مرکزی با موقعیت جغرافیایی راهبردی و منابع طبیعی غنی از دیرباز در کانون توجه قدرتهای جهانی قرار داشته است. این منطقه از لحاظ اقتصادی و انرژی دارای منابع فراوانی است که بسیاری از کشورها به آن وابستهاند. یکی از دلایل مهم توجه آمریکا به آسیای مرکزی، ارتباطات اقتصادی ایران با کشورهای این منطقه است. یکی از مهمترین زمینههای همکاری با ایران موضوع ترانزیت و دسترسی به آبهای آزاد است که به دلیل تحریمها با برخی مشکلات جدی روبهرو شدهاند. در واقع، فشارهای واشنگتن موجب شده تا کشورهای آسیای مرکزی نتوانند بهطور کامل از ظرفیتهای ایران بهرهبرداری کنند. از سوی دیگر، آمریکا با هدف کاهش نفوذ ایران در این منطقه در تلاش است تا کشورهای آسیای مرکزی را به سمت همکاریهای بیشتر با غرب سوق دهد. این فشارها بهویژه در زمینههای اقتصادی، مالی و امنیتی متمرکز است. آمریکا با ارائه کمکهای مالی، تجهیزاتی و آموزشهای نظامی سعی دارد تا کشورهای آسیای مرکزی را از نظر امنیتی از روسیه، چین و ایران جدا کند و آنها را به سمت همکاریهای بیشتری با کشورهای غربی و ناتو سوق دهد. با این حال، بسیاری از این کشورها بهدلیل روابط تاریخی و اقتصادی با ایران، نگران از دست دادن فرصتهای تجاری و انرژی هستند. کشورهای آسیای مرکزی همچنین با توجه به رقابتهای ژئوپولتیک موجود در منطقه، از جمله نفوذ چین و روسیه، بهدنبال حفظ تعادل در روابط خود با قدرتهای بزرگ هستند. این وضعیت، سیاست خارجی این کشورها را پیچیدهتر کرده است، زیرا آنها باید تلاش کنند منافع خود را با قدرتهای مختلف جهانی هماهنگ کنند.
آسیای مرکزی و روابط اقتصادی با ایران
آسیای مرکزی با برخورداری از منابع انرژی غنی برای کشورهای همسایه خود اهمیت زیادی داشته است. ایران نیز با موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی نقش مهمی در ترانزیت برای کشورهای آسیای مرکزی ایفا میکند. یکی از طرحهای مهم ترانزیتی میان ایران و کشورهای آسیای مرکزی، طرح مسیر ریلی قزاقستان-ایران است. این طرح بهعنوان یک کریدور حملونقل جدید برای تسهیل صادرات کالاها از آسیای مرکزی به بازارهای جهانی بهویژه اروپا، حیاتی است. این مسیر ریلی که از قزاقستان به بنادر جنوبی ایران، مانند بندر عباس و چابهار میرسند، نقش کلیدی در تقویت روابط اقتصادی میان این دو منطقه ایفا میکند. همچنین بندر چابهارکه بهعنوان یک بندر راهبردی در جهت ترانزیت کالاها از آسیای مرکزی به هند و سایر بازارهای جهانی شناخته میشود، اهمیت زیادی دارد. این بندر بهعنوان راهی برای کاهش وابستگی آسیای مرکزی به بنادر روسیه و دریای سیاه فرصتهای زیادی برای کشورهای این منطقه فراهم کرده است. علاوه بر این، بندر چابهار بهعنوان یک نقطه اتصال برای طرحهای منطقهای مانند کریدور بینالمللی حملونقل شمال-جنوب که ایران را به روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی متصل میکند، اهمیت فراوانی دارد.
چالشهای ناشی از تحریم
تحریمهای اقتصادی ایالات متحده علیه ایران چالشهای زیادی برای کشورهای آسیای مرکزی ایجاد کرده است. این تحریمها که پس از خروج آمریکا از توافق هستهای برجام تشدید شدند، موجب محدودیتهای فراوانی برای ایران در زمینه تعاملات تجاری و دسترسی به سیستمهای مالی جهانی شده است. در این شرایط، کشورهای آسیای مرکزی که روابط تجاری نزدیکی با ایران دارند با دشواریهایی در ادامه این همکاریها مواجه شدند. کشورهای آسیای مرکزی بهدلیل وابستگیهای تجاری و اقتصادی خود به ایران با چالشهای زیادی در مواجهه با این تحریمها قرار دارند. تحریمها موجب افزایش هزینهها و کاهش سرعت پیشرفت طرحها شده است. علاوه بر این، تحریمها دسترسی ایران به منابع مالی و بانکی جهانی را محدود کرده است که این امر تعاملات تجاری و پرداختهای بینالمللی را برای کشورهای آسیای مرکزی دشوارتر کرده است. در حال حاضر نیز با توجه به تشدید تنشها در موضوع پرونده هستهای ایران و احتمال فعال شدن مکانیزم ماشه، بازگشت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران میتواند وضعیت پیچیدهتری را در حوزه تحریمها در تعامل با آسیای مرکزی برای ایران به وجود بیاورد. در عین حال آسیای مرکزی نشان داده حداقل در قبال روسیه قابلیتهای زیادی برای ایجاد مکانیزمهای دور زدن تحریمها دارد. منافع متعددی که این نقش برای این کشورها به وجود آورده و رو به رشد بوده است، یکی از چالشهای آمریکا بعد از فوریه 2022 بوده است. در حال حاضر به نظر میرسد آمریکا در کنار اتحادیه اروپا به دنبال تقویت سازوکارهای مقابله با دور زدن تحریم در سطوح مختلف در آسیای مرکزی هستند. با توجه به این نقش این منطقه و به خصوص کشورهایی همچون تاجیکستان یکی از گزینههای ایران برای دور زدن تحریمها در صورت تشدید فشارهای تحریمی خواهند بود. بنابراین در اهداف تحریمی آمریکا آسیای مرکزی نیز ممکن است به موقعیت برجستهای علیه ایران تبدیل شود.
حوزه ترانزیت
ایران بهعنوان یکی از کشورهای با موقعیت جغرافیایی استراتژیک، برای کشورهای آسیای مرکزی بهویژه در زمینه ترانزیت کالا و انرژی اهمیت زیادی دارد. ایران نهتنها بهعنوان یک بازار بزرگ برای صادرات کالاهای کشورهای آسیای مرکزی محسوب میشود، بلکه بهعنوان یک مسیر ترانزیتی برای کالاها از این منطقه به سایر بازارهای جهانی، بهویژه هند و اروپا، نیز شناخته میشود. این ویژگیها باعث میشود که ایران برای کشورهای آسیای مرکزی یک شریک اقتصادی و تجاری کلیدی باشد. علاوه بر این، ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود و دسترسی به آبهای آزاد در خلیج فارس، بهعنوان نقطه اتصال برای پروژههای ترانزیتی بینالمللی شناخته میشود. برای مثال، ایران بهعنوان یکی از حلقههای اصلی در کریدور حملونقل بینالمللی شمال-جنوب قرار دارد که از هند، ایران و روسیه عبور کرده و به کشورهای آسیای مرکزی و دیگر بازارهای جهانی متصل میشود. این مسیر ترانزیتی برای کشورهای آسیای مرکزی که میخواهند بهدنبال جایگزینی برای مسیرهای ترانزیتی سنتی خود از طریق روسیه باشند، از اهمیت ویژهای برخوردار است. یک موضوع جدی دیگر که اخیرا مطرح شده گزاره «ناامنی ایران» است. با حمایت لابیهای نزدیک به غرب و آمریکا، سیاست ناامنسازی کریدورهای ترانزیتی مبتنی بر ایران برای کاهش جذابیت آن به طور هدفمند و متمرکز پیش برده شده است. این امر به توسعه ابتکارهای آلترناتیو ضدایرانی نظیر ترانسخزر و ترانسافغان منجر شده است که برآورد میشود از این پس بیشتر با حمایتهای آمریکا همراه شوند.
در این حوزه آمریکا همچنین پیشبرد طرحهای ضدایرانی دیگر را نیز در دست دارد. ترانزیت گاز از آسیای مرکزی به مقاصدی همچون آذربایجان، ترکیه، عراق و حتی پاکستان یکی از حوزههایی است که میتواند ایران را به یک هاب گازی اثرگذار تبدیل کند. با این وجود بهنظر میرسد بخشی از علت عدم تحقق این نقش برای ایران فشارهای آمریکا به ترکمنستان باشد. به طور مشخص در ارتباط با عراق علیرغم انعقاد قرارداد سوآپ گاز از مسیر ایران، ترکمنستان و عراق همچنان در انتظار مجوز آمریکا برای پیشبرد این طرح راهبردی هستند. این سیاست همچنین پیشتر در توسعه خط لوله صلح در قبال پاکستان نیز وجود داشت. به طور کلی تضعیف مزیتهای راهبردی ایران در حوزه ژئواکونومی از جمله حذف از کریدورهای ترانزیتی، ناامنسازی کریدورهای کنونی و تضعیف زیرساختهای انرژی بخشی از سیاست فشار حداکثری ترامپ محسوب میشود.
حوزه دفاعی و امنیتی
آمریکا در طول سالهای اخیر و بهویژه پس از فوریه 2022 تلاشهای منسجمی برای تقویت مناسبات نظامی و دفاعی با آسیای مرکزی داشته است. این اقدامات شامل برگزاری رزمایشهای مکرر، ارائه کمکهای بلاعوض نظامی به کشورهایی همچون تاجیکستان، برگزاری متراکم دورههای آموزشی، تقویت زیرساختهای نرمافزاری مبتنی بر استانداردهای ناتو و توسعه بازاریابی تسلیحات برای حضور مستقیم نظامی در منطقه بوده است. بخشی از این راهبرد متمرکز بر وضعیت افغانستان بوده است، چرا که پس از خروج نیروهای نظامی آمریکا و ائتلاف بینالمللی از افغانستان آمریکا استقرار نظامی در محیط پیرامونی افغانستان را در سطح عملیات نظارت و شناسایی دنبال کرده است. با این حال فشارهای روسیه و چین و محافظهکاری دولتهای آسیای مرکزی مانع از تحقق سطحی رسمی از استقرار نظامی آمریکا شده است.
با این حال این طرحها در قالبهای غیرمستقیم همچنان پیگیری میشود. در چنین شرایطی و با وجود تهاجم نظامی مستقیم آمریکا علیه تاسیسات هستهای و به ویژه با توجه به اشراف بالاتر آسیای مرکزی به مناطق شرق و شمال شرق ایران، این احتمال که این تحرکات نظامی و دفاعی در اهداف آمریکا ایران را نیز شامل شود وجود دارد. با این وجود بیطرفی دائمی ترکمنستان همچنان یکی از چالشهای جدی آمریکا محسوب میشود. البته باید اشاره داشت که به نظر میرسد ترکمنستان با فشارهای آمریکا در سطحی مشخص برخی همکاریهای نظامی را به صورت غیررسمی پذیرفته است. در سالهای اخیر گزارشهایی از سفر برخی مقامات نیروی دریایی آمریکا به ترکمنستان با هدف دستیابی به برخی توافقات برای رصد تبادلات دریایی ایران و روسیه منتشر شده است. سفرهای رسمی فرمانده سنتکام به ترکمنستان بدون ذکر جزئیات از توافقات و مذاکرات نیز این گمانهزنیها را تقویت کرده است. عدم استقرار و تراکم تجهیزات تدافعی جمهوری اسلامی ایران در مرزهای شمال شرق کشور به دلیل بیطرفی ترکمنستان یکی از علل جذابیت آسیای مرکزی در استراتژیهای دفاعی آمریکا محسوب میشود. در عین حال استقرار پرشمار مراکز بیولوژیکی نظامی آمریکا در آسیای مرکزی نیز یک تهدید نگرانکننده نهتنها برای روسیه و چین، بلکه برای ایران نیز محسوب میشود.
محور دیگر در تمرکز آمریکا در حوزه امنیتی و دفاعی آسیای مرکزی حضور پررنگ اتباع این کشورها در گروههای تروریستی و تکفیری است. نقش تاثیرگذار این نیروها در سوریه و بهویژه تحریرالشام و گروههای متحد آن باعث شده تا این موضوع بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد. به نظر میرسد گروههایی همچون داعش خراسان به یک شبکه جذب منسجم در آسیای مرکزی و به ویژه تاجیکستان دست یافتهاند. در شرایطی که ایران برای اتباع برخی از این کشورها از جمله تاجیکستان، ازبکستان و قزاقستان رژیم لغو روادید اعلام کرده است، این بازیگری امنیتی میتواند در سطح کیفیتری علیه ایران مورد استفاده قرار بگیرد. حضور برخی اتباع تاجیکستان در سه عملیات تروریستی در ایران در شاهچراغ و کرمان ظرفیتهای این منطقه را در این حوزه اثبات کرده است. به طور ویژه تجمیع این ظرفیتها با قابلیتهای نیابتی برای رژیم صهیونیستی بهخصوص بعد از جنگ 12 روزه میتواند زمینهساز فشارهای بیشتر از سوی آمریکا علیه ایران با محوریت آسیای مرکزی باشد. این در حالی است که به نظر میرسد آمریکا توانسته به نفوذ قابل توجهی در سیستمهای امنیتی آسیای مرکزی دست یابد و به برخی از تبادلات رسمی و غیررسمی نیز با آنها دست یابد. یکی از نمودهای این راهبرد میتواند فشارهای سنگین به دولتهای آسیای مرکزی برای پیشگیری از تفوق گفتمان مقاومت در بازه پس از هفت اکتبر بوده است.
سناریوی دیگری که در این زمینه وجود دارد شکلدهی به یک ژئوپلیتیک بیثبات در آسیای مرکزی و در مجاورت شمال افغانستان است. این طرح که بهنظر میرسد یکی از سناریوهای ضدچینی آمریکا است، نشانههای آن در شمال افغانستان به مرور پدیدار شده است. ارتباطات مشکوک برخی نیروهای اپوزیسیون تاجیک نظیر شرفالدین گدایف با کابل نیز بر گمانهزنی ها در این زمینه افزوده است. در صورت تحقق چنین سناریویی با محوریت ولایت خودمختار بدخشان در تاجیکستان (با توجه به جغرافیای خاص این منطقه)، میتوان این ایده را دارای هزینههای امنیتی برای ایران نیز بر شمرد.
جمعبندی
آسیای مرکزی بهعنوان یک منطقه راهبردی با موقعیت جغرافیایی حیاتی و منابع طبیعی غنی، پتانسیل قابل توجهی برای اعمال فشار بر ایران دارد. کشورهای این منطقه از یک سو بهدنبال حفظ روابط اقتصادی و تجاری خود با ایران بهویژه در زمینههای انرژی، ترانزیت و زیرساختها هستند، اما از سوی دیگر تحت فشارهای سیاسی و اقتصادی از سوی ایالات متحده و سایر قدرتهای جهانی قرار دارند. تحریمهای اقتصادی و فشارهای امنیتی ایالات متحده، کشورهایی مانند قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است. این فشارها موجب تأخیر در پروژههای مشترک و افزایش هزینهها برای کشورهای آسیای مرکزی شده است. اهمیت درک پیچیدگیهای سیاستهای خارجی ایالات متحده در آسیای مرکزی بهویژه در زمینههای اقتصادی و امنیتی ضروری است. ایالات متحده نهتنها بهدنبال کاهش نفوذ ایران در منطقه است، بلکه سعی دارد کشورهای آسیای مرکزی را بهسمت همکاریهای امنیتی و تجاری با غرب سوق دهد. این وضعیت موجب شده است که کشورهای آسیای مرکزی نیازمند مدیریت دقیق روابط خود با ایران و دیگر قدرتهای جهانی باشند تا منافع ملی خود را حفظ کنند. برای مدیریت بهینه روابط با ایران و دیگر قدرتهای جهانی، کشورهای آسیای مرکزی باید رویکردی متوازن اتخاذ کنند. این رویکرد شامل حفظ روابط اقتصادی و تجاری با ایران از یک سو و همکاریهای امنیتی با ایالات متحده و دیگر قدرتها از سوی دیگر است. کشورهای آسیای مرکزی باید در عین رعایت تحریمها و فشارهای اقتصادی، فرصتهایی را برای تقویت روابط با ایران و بهرهبرداری از موقعیتهای اقتصادی آن حفظ کنند. این سیاست به آنها کمک میکند تا در برابر تهدیدات خارجی و رقابتهای جهانی، استقلال و منافع خود را تأمین کنند. در تحلیل پیامدهای راهبردی فشارهای آمریکا بر ایران و کشورهای آسیای مرکزی، میتوان گفت که این فشارها نهتنها روابط میان ایالات متحده و ایران را پیچیدهتر میکند، بلکه کشورهای آسیای مرکزی را نیز در وضعیت دشواری قرار میدهد. این کشورها باید تلاش کنند تا از تداخل منافع اقتصادی و امنیتی جلوگیری کرده و سیاستهای خارجی خود را بهگونهای تنظیم کنند که از منافع بلندمدت خود در برابر تحولات منطقهای و جهانی محافظت کنند.