آسیای مرکزی موقعیت منحصر به فردی در عرصه زیرساختهای راهبردی دارد. برخورداری از منابع قابل توجه انرژی فسیلی و عدم امکان صادرات آن به دلیل محدودیتهای جغرافیایی، مشکلات ترانزیتی به دلیل محصور بودن در خشکی و عدم دسترسی به آبهای آزاد، فقدان سرمایه و کاستی در زیرساختهای داخلی برای طی فرایند توسعه اقتصادی از جمله ویژگیهای منحصر به فرد این منطقه است. در کنار این وضعیت امارات متحده عربی به عنوان یکی از بازیگران جنوب غرب آسیا راهبرد خود را به جای موضوعاتی نظیر دیپلماسی خیریه، دیپلماسی مسجد و فعالیت در حوزه مذهبی و حتی صرف تعامل با حلقههای خاص سیاسی، بر بازیگری راهبردی در عرصه زیرساختها متمرکز کرده است. از این رو این بازیگری میتواند در میانمدت و بلندمدت پیامدهای قابل توجهی بر آسیای مرکزی و بازیگران محیط پیرامونی آن داشته باشد.
بازیگری امارات در زیرساختهای راهبردی
امارات متحده عربی فعالترین بازیگر از میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در آسیای مرکزی بوده است. این کشور به طور عمده در عرصه سرمایهگذاری و در حوزه زیرساختهای راهبردی با تمرکز بر دو مقوله انرژی و ترانزیت در آسیای مرکزی حضور یافته است. این کشور در سه کشور ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان سطح قابل توجهی از بازیگری راهبردی را با تمرکز بر زیرساختها آغاز کرده است.
شرکت نفتی دراگون اویل که سهامدار عمده آن دولت دوبی است، یکی از بازیگران کلیدی عرصه استخراج و انتقال نفت ترکمنستان است. این شرکت با ورود به ترکمنستان از سال 2000 با 8 میلیارد دلار سرمایهگذاری و پیشی گرفتن از شرکت پتروناس، عمده نفت ترکمنستان در میادین مهمی همچون چلیکن که بالغ بر 200 هزار بشکه در روز میشود را در اختیار دارد. بهواسطه این فعالیت گسترده دراگون اویل پرسنلی بیش از 2 هزار نفر در ترکمنستان دارد. اواخر سال 2024 این شرکت در چارچوب سفر هیات امارات به عشقآباد به رهبری وزیر انرژی و زیرساخت این کشور، قرارداد خود را تمدید کرده و توافقاتی جدید برای سرمایهگذاری در سه میدان نفتی جدید در بلوک 19 در نزدیکی میدان چلیکن به دست آمد. پیشتر نیز در آگوست 2024 توافقی بین دو کشور برای سرمایهگذاری 10 میلیارد دلاری دراگون اویل در زیرساختهای نفت و گاز ترکمنستان به دست آمده بود.
نکته قابل توجه دیگر در خصوص فعالیتهای امارات در حوزه انرژی ورود به میدان گازی گالکینیش است. گالکینیش دومین میدان گازی بزرگ و بزرگترین میدان گازی خشکی جهان است و تاکنون به طور عمده فرایندهای آن در چارچوب قراردادهای خاص در اختیار شرکتهای چینی قرار داشت. اهمیت گالکینیش برای ترکمنستان و چین به حدی است که نوع قرارداد آن نیز با اعطای اختیارات خاص به طرف چینی متفاوت از تمام قراردادهای خارجی دیگر ترکمنستان است. با این حال عدم تمایل چین برای توسعه زیرساختهای استخراج در این میدان و عدم راهاندازی چهارمین خط لوله انتقال گاز آسیای مرکزی به چین (لاین D) باعث گرایش عشقآباد به سمت امارات شده است. در سال 2024 ترکمنستان دو قرارداد با شرکتهای پتروفک (مستقر در لندن با سهام امارات) و شرکت ملی نفت ابوظبی برای توسعه گالکینیش امضا کرد. در حوزه ترانزیت نیز در سال 2021 ترکمنستان به یک تفاهمنامه همکاری با شرکت بنادر دوبی (Dubai Port World) در زمینه عملیات بندری و لجستیک به امضا رساند. این تفاهمنامه در ادامه در سال 2024 با سفر یک هیات تخصصی از بندر ترکمنباشی به بندر ابوظبی و مذاکره در خصوص سرمایهگذاری در حوزه دیجیتالی کردن بندر و همچنین ایجاد کارخانه کشتیسازی در دریای خزر انجام گرفت. امارات حتی در دیدار سردار بردیمحمداف با آل نهیان در سال 2023 به طور رسمی همکاری با ترکمنستان در چارچوب کریدور بینالمللی شمال-جنوب را اعلام کرده بود.
ازبکستان دیگر جمهوری آسیای مرکزی است که امارات در سطح پروژههای مهمی در آن ورود کرده که عمده آنها متمرکز بر حوزه انرژی است. در دسامبر 2024 قراردادی سهجانبه با سهم 40 درصدی صندوق سرمایهگذاری مبادله از امارات، سهم 40 درصدی شرکت ملی انرژی ابوظبی و سهم 20 درصدی دولت ازبکستان برای احداث یک نیروگاه 900 مگاواتی سیکل ترکیبی امضا شد. همچنین توافقی برای پروژه 320 مگاواتی مبارک در قشقادریا با مشارکت شرکت آب و برق اتحاد امضا شد. پیش از آن نیز در چارچوب نشست کاپ-29 در قرارداد امضا شده بین وزارت انرژی ازبکستان و شرکت اماراتی مصدر ساخت یک نیروگاه بزرگ بادی به ظرفیت 1000 مگاوات در منطقه نوایی مورد توافق قرار گرفت. مصدر پیشتر نیز در ازبکستان در نیروگاه بادی زرافشان، ایستگاههای فتوولتائیک خورشیدی در گالارال و کتهگورگان و موارد مشابه در بخارا و قشقادریا مشارکت کرده بود. در افتتاح نیروگاه بادی زرافشان در دسامبر 2024، مصدر تاکید کرد که به یک توافق 2 گیگاواتی با افزایش به 4 گیگاوات تولید برق سبز با ازبکستان دست یافته است.
شرکت انرژی آینده ابوظبی در مه 2024 به یک قرارداد بزرگ برای احداث اولین نیروگاه فتوولتایک 250 مگاواتی ازبکستان دست یافت. جالب توجه آن که تامین مالی این پروژه توسط بانک جهانی، بانک توسعه آسیایی، آژانس همکاری بینالمللی ژاپن (جایکا) و بانک توسعه کارآفرینی هلند انجام شد. در ژانویه 2025 نیز یک قرارداد 200 میلیون دلاری برای ساخت یک نیروگاه تولید برق از زباله با ظرفیت پردازش روزانه 1500 تن زباله در منطقه بخارا با شرکت اماراتی تدویر امضا شد که قرار است تا سال 2027 راهاندازی شود. آمیا پاور[1] نیز دیگر شرکت اماراتی است که در ژانویه 2025 به یک قرارداد سرمایهگذاری برای احداث نیروگاههای سبز با ظرفیت تولید یک گیگاوات برق در قرهقالپاقستان دست یافته است. این قراردادها ظرفیت قابل توجهی از تولید برق در ازبکستان را توسط شرکتهای اماراتی فراهم آورده است. این در حالی است که در حوزه ترانزیت در ازبکستان پروژههای کمتری توسط امارات اجرا شده است. در اکتبر 2022 شرکت بنادر دوبی به یک توافق رسمی با دولت ازبکستان برای سرمایهگذاری و ساخت یک مرکز لجستیک مدرن در منطقه تاشکند دست یافتند که توافق رسمی آن در چارچوب سفر ولیعهد دوبی به ازبکستان در سپتامبر 2024 به امضا رسید.
در قزاقستان عمده سرمایهگذاریهای امارات در حوزه لجستیک و ترانزیت بوده است. مهمترین نمود و نشانه از این فعالیت خرید 51 درصد از سهام منطقه ویژه اقتصادی خورگوس در مرز چین و قزاقستان است. خورگوس بزرگترین بندر خشک قزاقستان است که نقش بسیار مهمی نیز در ابتکار کمربند و جاده چین در آسیای مرکزی ایفا میکند و به همین دلیل لقب «دوبی جدید» را گرفته است. امارات پیشتر نیز موفق به خرید 49 درصد از سهام منطقه ویژه اقتصادی آکتائو شده بود. منطقه ویژه اقتصادی آکتائو نیز سهم بسزایی در توسعه ابتکارهای غرب برای کریدور میانی دارد. همچنین در ژانویه 2025 یک شرکت اماراتی با سرمایهگذاری 30 میلیون دلاری یک پایانه چندمنظوره را در ترمینال غلات بندر کوریک ساخت که هدف آن تسهیل صادرات غلات قزاقستان پس از تحریم روسیه بود. شرکت بنادر ابوظبی نیز در همین ماه به یک قرارداد با کازمونای گاز و شرکت ملی نفت قزاقستان در زمینه ساخت کشتی دست یافت. در سال 2024 نیز همین شرکت یک قرارداد برای احداث شیپیارد تعمیر کشتی در مانگیستائو قزاقستان امضا کرده بود. در همان زمان دو نفتکش جدید با مجموع ظرفیت حدودا 7 هزار تن نیز خریداری شدند که نفت قزاقستان را به باکو در آذربایجان منتقل میکردند. در عین حال مذاکرات و توافقات اولیه مربوط به احداث شیپیارد کشتیسازی در بنادر قزاقستان نیز با شرکتهای اماراتی امضا شده بود.
در حوزه انرژی و سایر زیرساختها نیز امارات همکاریهایی با قزاقستان داشته است. در نوامبر 2024 مصدر و دولت قزاقستان یک قرارداد سرمایهگذاری برای تولید یک گیگاوات انرژی بادی در منطقه ژامبیل قزاقستان به دست آوردند. این پروژه شامل یک پروژه باتری ذخیرهساز 600 مگاواتی هم میشود. در حوزه زیرساختهای اطلاعاتی وزارت سرمایهگذاری امارات به یک موافقتنامه همکاری راهبردی برای ساخت دیتاسنتر و مرکز توسعه پروژههای هوش مصنوعی با وزارت توسعه دیجیتال و نوآوری قزاقستان دست یافت. دیتاسنترها به دلیل دسترسی به اطلاعات حساس و حیاتی در سطح کلان زیرساخت بسیار مهمی محسوب میشوند. همچنین در چارچوب برگزاری اولین سفر رسمی وزیر دفاع قزاقستان به امارات در دسامبر 2024 و بازدید از صنایع نظامی امارات، طرفین به برخی توافقات دوجانبه در حوزه همکاری در زیرساختهای صنایع نظامی نیز دست یافتند.
بروندادهای احتمالی
بازیگری امارات در عرصه زیرساختهای راهبردی در فاز کنونی به عنوان یک کنش اقتصادی با محوریت سرمایهگذاری محسوب میشود، اما متناسب با نوع قراردادها و چگونگی اعمال نفوذ امارات در پروژههای توسعه یافته در این کشورها این بازیگری به وضوح میتواند به عرصه ژئوپلیتیکی گسترش یابد. از این حیث این تعاملات را میبایست با رویکرد ژئوپلیتیکی بررسی کرد و بروندادهای آن در این سطح مبتنی بر بازیگری امارات در سایر مناطق همچون سوریه و جنوب غرب آسیا و یا برخی کشورهای آفریقایی مورد ارزیابی قرار بگیرد. در حالی که در آن مناطق بازیگری امارات مبتنی بر ورود به بحران یا بحرانسازی و سپس سرمایهگذاری در زیرساختها بود، در آسیای مرکزی این مدل میتواند متفاوت و در جهتی دیگر باشد. نکته حائز اهمیت آن است که با این پروژهها امارات به یک فرایند اهرمسازی قدرتمند و موثر وارد شده که میتواند در آینده بر رفتارهای ژئوپلیتیکی نیز تاثیرگذار باشد. از طرف دیگر باید با توجه به ساختار اقتصاد غیرشفاف و الیگارشیک آسیای مرکزی نیز در خلال این پروژهها توجه داشت. پیوست سیاسی و امنیتی عمده این پروژهها سطحی از مشارکت سیاسی با حلقه اول و دوم قدرت در کشورهای منطقه بوده است، چرا که اساسا بدون تعامل با این حلقهها نمیتوان چنین پروژههایی را در آسیای مرکزی آغاز کرد. لذا، وجه سیاسی این پروژههای سرمایهگذاری نیز میبایست مورد توجه قرار بگیرد.
پیامد دیگر بازیگری امارات مبتنی بر هویت این کشور در سطح تعاملات منطقهای و بینالمللی است. این کشور در موضوعاتی همچون عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی و در بحران سوریه و حتی یمن به خوبی نشان داده که فراتر از تعریف منافع مبتنی بر یک سیاست خارجی پویا، بازیگری با قابلیتهای نیابتی برای کشورها و بازیگران دیگر است. از این حیث در آسیای مرکزی نیز این نقش نیابتی میتواند مورد توجه قرار بگیرد. امارات در برخی حوزهها میتواند کارفرمایی برای غرب برای پیشبرد پروژههای ژئواکونومیکی برای کاهش نقش روسیه در آسیای مرکزی باشد. به دلیل کمتر بودن حساسیتها نسبت به این کشور شرکتهای چندملیتی قابلیت زیادی برای فعالیتهای میدانی در آسیای مرکزی با پوشش امارات خواهند داشت. در عین حال در حوزه امنیتی و اطلاعاتی نیز امکان و احتمال همکاری نیابتی با رژیم صهیونیستی نیز محتمل است. در سطحی بالاتر ائتلافسازی با غرب و رژیم صهیونیستی و بازیگران دیگر میتواند ابعاد راهبردی مهمی در آسیای مرکزی داشته باشد.
در سطحی دیگر وابستگی نسبی کشورهای ازبکستان و ترکمنستان به امارات در حوزه انرژی میتواند برخی پیامدها در آینده این کشورها داشته باشد. مسئله بدهیهای خارجی که در ازبکستان بالغ بر 60 میلیارد دلار شده است یکی از موضوعات مهم مرتبط با این کشور است. با توجه به این که عمده پروژههای تولید برق امارات در این کشور مبتنی بر تولید انرژی سبز است، هزینه تمام شده بیشتری در مقایسه با روشهای معمول تولید برق در این کشور دارد. لذا، جهش در قیمت حاملهای انرژی و تحمیل یک تورم نسبتا سنگین به این کشور با محوریت بدهیها در آینده نزدیک (5 الی 10 ساله) ممکن است به برخی تحولات اجتماعی-اقتصادی منجر شود که در سالهای پایانی دولت شوکت میرضیایف به یک فاکتور تاثیرگذار سیاسی تبدیل شود. در ترکمنستان نیز مشارکت امارات در گالکینیش میتواند زمینهای برای تاثیرگذاری بر تحولات افغانستان باشد. یکی از اهداف کلیدی ترکمنستان برای مشارکت دادن شرکتهای اماراتی در گالکینیش سرمایهگذاری و توسعه خط لوله تاپی در افغانستان است. در ژوئن 2024 مقامات ترکمنستان یک تفاهمنامه همکاری با شرکت ملی نفت ابوظبی در خصوص توسعه فاز سوم میدان گازی گالکینیش به عنوان پتانسیلی برای صادرات گاز به خط لوله تاپی امضا کردند. این موضوع در صورت سرمایهگذاری در افغانستان با محوریت تعامل با طالبان میتواند یک اهرم نفوذ در شمال افغانستان برای امارات ایجاد کرده و زمینهساز بازیگری موثر این کشور در تحولات آتی حتی در آسیای مرکزی شود.
جمعبندی
در حوزه سرمایهگذاری در زیرساختها بازیگران محدودی در آسیای مرکزی در بازه کنونی قابلیت رقابت با امارات را دارند. منطقا در چنین شرایطی امکان سرمایهگذاری مشابه در حجم بالا و در موارد مشابه برای جمهوری اسلامی ایران فراهم نیست. با این حال ایران قابلیتهای موازنهای غیرهمسو را با اتکاء به موقعیت برتر جغرافیایی خود و نیز مبتنی بر اشتراکات فرهنگی و تاریخی با آسیای مرکزی خواهد داشت. این موضوع این امکان را به ایران میدهد که ولو با سرمایهگذاری به میزان یک دهم امارات، قابلیتهای بیشتری را به دست آورد. در عین حال ایران مزیتهای تکنولوژیک زیادی در حوزههای مختلف زیرساختی دارد که در صورت انتقال بخشی از آن به آسیای مرکزی میتواند ضریب نفوذ مشابهی را به دست آورد. واقعیت آن است که بازیگران مختلف اعم از امارات متحده عربی در حال اهرمسازی برای یک گذار قدرت در آینده نزدیک در آسیای مرکزی هستند و عدم دسترسی ایران به اهرمهای تاثیرگذار مشابه میتواند موقعیت ایران را در آینده این منطقه تضعیف کند.
[1] AMEA Power