گسترش تعاملات رسمی میان تشکیلات خودگردان فلسطین و کشورهای آسیای مرکزی، نشان از تغییر در استراتژی دیپلماسی این تشکیلات برای یافتن حامیان جدید در خارج از حلقهی سنتی خاورمیانه دارد؛
سیاست فشار حداکثری آمریکا دیگر تنها به تحریمهای اقتصادی محدود نمیشود، بلکه اکنون با نفوذ در ساختارهای سیاسی و امنیتی آسیای مرکزی، ابعاد تازهای به خود گرفته است. کاخ سفید
در عصر گذار به انرژیهای پاک، دستیابی به منابع اورانیوم آسیای مرکزی به اولویتی راهبردی برای سه قدرت بزرگ جهان یعنی آمریکا، روسیه و چین تبدیل شده است. نبرد برای
تثبیت سیاستهای ایالات متحده در آسیای مرکزی با تمرکز بر مولفههای راهبردی جدید، ابعاد تازهای به رقابتهای قدرت در اوراسیا بخشیده است. رویکرد دولت ترامپ بر محوریت منافع ملی و
آیا پروژههای توسعهای ایالات متحده در آسیای مرکزی، فراتر از کمکهای بشردوستانه و اقتصادی، نقشی در بازآرایی معادلات قدرت منطقه ایفا میکنند؟ حضور گسترده USAID در حوزههایی نظیر حکمرانی، حقوق
تقاطع منافع در حوزه انرژی، موتور محرک حضور فزاینده قطر در آسیای مرکزی است. دوحه با تکیه بر شباهتهای ساختاری در بازارهای گاز و تلاش برای ایجاد همکاریهای چندجانبه در
در حالی که بازیگران سنتی همچنان در فضای رقابتهای کلاسیک سیاسی و نظامی بر سر نفوذ در آسیای مرکزی تمرکز کردهاند، امارات متحده عربی استراتژی متفاوتی را برای ورود به
ترویج ایدئولوژی پانتورانیسم در آسیای مرکزی، مناسبات سنتی قدرت را در این منطقه تحت تأثیر قرار داده و با تکیه بر پیوندهای زبانی، فرهنگی و تاریخی، در پی بازتعریف جایگاه
رخلاف همسایگان منطقه، هویت مذهبی در تاجیکستان همواره نقش پررنگی در شکلگیری هویت اجتماعی مردم داشته و بر مسائل ملی پیشی گرفته است. امروزه با ورود جریانهای جدید مانند سلفیگری،
هیچ یک از روسای جمهور آمریکا که در مسند قدرت قرار داشتند، از یکی از پنج کشور منطقه – قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان – بازدید نکردهاند. اما ترامپ